مایا آنجلو: پیدا کردن شهامت برای داشتن یک زندگی کامل

مایا آنجلو پیش از نویسنده شدن ، به عنوان رقصنده و مجری زندگی می کرد.

کار وی در باشگاه های سانفرانسیسکو آغاز شد و بعداً او را به اروپا برد. او آلبوم هایی منتشر کرد ، در فیلم ها ظاهر شد و چندین زبان را آموخت. اما او واقعاً از نوشتن لذت می برد و در سال 1959 به شهر نیویورک نقل مکان کرد و شروع به انتشار کرد.

طی دهه بعد ، رابطه ای که ایجاد کرده بود او را به آفریقا برد ، جایی که او به عنوان سردبیر و روزنامه نگار کار می کرد و به ایالات متحده بازگشت ، جایی که برای حقوق مدنی جنگید.

او هم با مالکوم ایکس و هم با دکتر کار کرد. مارتین لوتر کینگ با هم. وقتی اولی به قتل رسید ، او بسیار ویران شد. با دومی نیز ، او به یک افسردگی عمیق افتاد.

1968 ، چند ماه پس از قتل دکتر کینگ ، سردبیر در یک مهمانی از او خواست نوعی زندگی نامه صمیمی و جدید بنویسد. یکی که همچنین می تواند به عنوان یک قطعه ادبیات عمل کند. نتیجه این شد که من می دانم چرا پرندگان قفس آواز می خوانند. این بلافاصله شهرت او را به ارمغان آورد.

با این حال ، این امر همچنین به درک اولیه کودکی و مبارزاتی که او انجام داده است ، می دهد. این تجربه تبعیض نژادی ، فقر ، از دست دادن و حتی تجاوز به عنف را توصیف می کند.

وقتی در سنین پیری از او س askedال شد که چه چیزی درباره زندگی آموخته است ، او پاسخ داد که شجاعت مهمترین فضیلت است زیرا شما را به سمت سایر موارد سوق می دهد.

شجاعت نحوه ایستادن شما در برابر ترس است. که در روزهای سخت الهام می گیرد. طی سالهای گذشته آنجلو یک مطالعه موردی انجام داده است. وی نشان داد که چگونه می توان از سه مکان مختلف آن را بدست آورد.

منبع

1. در اعماق ادبیات

یک جادوی خاص وجود دارد که مخصوص انسان است. به نوعی ، این فرصت را داریم که فراتر از محدودیت های زمان زندگی کنیم. ما می توانیم بیش از یک عمر زندگی را تجربه کنیم.

اغراق نیست اگر بگوییم خواندن نوعی تله پاتی است. ما می توانیم به ذهن دیگران برویم ، می توانیم احساس آنها را احساس کنیم و آنچه را می بینیم ببینیم ، و اگر به اندازه کافی عمیق کشیده شویم حتی می توانیم واقعیت آنها را به عنوان واقعیت خودمان تجربه کنیم.

در حالی که این نوع تجربه نمی تواند همانند تجربه مستقیم ما را تغییر دهد ، اما با قرار دادن دیدگاه های مختلف در ذهن ما ، می تواند بر نحوه تعامل ما با جهان تأثیر بگذارد.

وقتی مایا آنجلو هشت ساله بود ، دوست پسر مادرش مورد تجاوز قرار گرفت. او به برادرش گفت ، که سپس به بقیه اعضای خانواده گفت ، و چند روز بعد مرد مسئول پیدا شد. آنجلو آسیب دیده بود و پنج سال دیگر کلمه ای نگفت.

او دلیلش غلبه بر لال شدن زنی است که هنگام زندگی با مادربزرگش ملاقات کرده است. به خصوص این واقعیت که او را به کتابخانه معرفی کرده است. وی آثار چارلز دیکنز و شکسپیر را برای آن اسپنسر و کانتی کالن خواند.

او از طریق زندگی ها و داستان های مختلف در معرض انبوهی از ایده ها و تجارب انسانی قرار گرفت که نمی توانست خودش تجربه کند. او دنیایی از فرصت و زندگی خوش بینانه را دید. سرانجام این جرات را به او داد تا دوباره صحبت کند.

ادبیات چیزی فراتر از داستان است و فراتر از داستان سرایی است. در صورت استفاده صحیح ، می تواند عدسی باشد که از طریق آن می توانید زندگی خود را با وضوح بیشتری مشاهده کنید.

شجاعت همیشه از محیط پیرامون شما ناشی نمی شود. همچنین می تواند در سر شما نیز حفظ شود.

2. در روند خودآموزی

از بسیاری جهات ، کشف آنجلو در کتابها و کتابخانه ها ، او را به آنچه تبدیل شد تبدیل کرد. او مانند بسیاری از نویسندگان سیاه پوست آمریکایی قرن بیستم ، عمدتاً خودآموخته بود.

آنچه با یک فرو رفتن عمیق در کار برخی از بزرگترین نمادهای تاریخ آغاز شد ، به یک فرایند یادگیری و بهبود مادام العمر تبدیل شد که وی از آن برای پیشبرد خود استفاده می کرد.

بیشتر این موارد در حرفه حرفه ای آنها مشهود است. اگرچه از آنجلو بیشتر به عنوان نویسنده یاد می شود ، اما بهترین توصیف او را چندشاخ بودن است. او همچنین می توانست آواز ، رقص و بازیگری کند. لیست طولانی از نمایشنامه ها ، فیلم ها و نمایش های منتسب به بیش از 50 سال به او وجود دارد.

در خارج از حرفه خود ، او برای ادامه تحصیل وقت صرف کرد ، که در زبان خود هنگام سفر به عنوان مجری نشان داده می شود. در طول سال ها او نه تنها به زبان انگلیسی تسلط داشت ، بلکه به زبان های فرانسوی ، اسپانیایی ، عبری ، ایتالیایی و فنتی نیز تسلط داشت.

تأثیر همه اینها توسط اعتماد او شناخته شد و در نحوه رشد او نشان داده شد. او به دلیل تجربه خود دلیلی برای شجاعت داشت.

آموزش و رشد مبتنی بر احساس کنترل و پیشرفت است و این نوع پیشرفت یک بنیاد داخلی قوی را ایجاد می کند که در شرایط دشوار می توان بر آن ایستاد.

مردم اغلب شجاعت را با اعتماد به نفس سالم مرتبط می دانند. یعنی تمایل دارند این باور را با باور کور اشتباه بگیرند. شجاعت معمولاً علت نیست ، بلکه نتیجه واقعی است. با گذشت زمان از احساس موفقیت و غلبه بر آن رشد می کند.

در موارد نادر ، ممکن است یک جنگ یا یک پاسخ پرواز باشد ، اما در بیشتر موارد شما یاد می گیرید که آن را در نتیجه خاطرات گذشته و شواهد زندگی خود تجربه کنید.

خودآموزی بنیان شجاعت است. هرچه بیشتر یاد بگیرید ، بیشتر از آن خارج می شوید.

3. به یاد سپاس

ما معمولاً شهامت خود را به برخی از کلیشه ها محدود می کنیم. فکر می کنیم یک سرباز در زمان جنگ شجاعت نشان می دهد. ما در هنگام فراخوان به یک آتش نشان فکر می کنیم که شجاعت نشان می دهد. ما یک مخالف برجسته فساد را شجاع می دانیم.

در حالی که همه این اعمال در واقع اشکال مختلف شجاعت است ، اما تعریف اصلی کلمه چیزی بیش از انجام کاری نیست که باید در برابر چالش ها و مشکلات انجام دهید.

برخاستن از رختخواب در یک روز مخصوصاً بد می تواند اقدامی شجاعانه باشد. درخواست کمک از کسی می تواند شجاعت باشد. ترک نکردن در مقابل عقب نشینی می تواند عملی شجاعانه باشد.

بیش از هر چیز ، شجاعت عملی سرکشی و پایداری تحت فشار است و یکی از م mostثرترین راه های استفاده از این یادآوری به خودتان است که همه چیز خوب است.

اکثر ما آن را بسیار خوب است. حتی با توجه به چالش های زیادی که با آن روبرو هستیم ، گام برداشتن در متن واقعیت گسترده تر ، اغلب ترسناک نیست.

ممکن است ارائه ای که در محل کار خود دارید یا درخواست یک شخص غریبه از شما یک درخواست جهانی خرد کننده به نظر می رسد ، اما وقتی یک قدم به عقب برمی گردید ، تنها کاری که باید انجام دهید انجام می شود.

البته ، این در هر شرایط سختی صدق نمی کند ، اما 90٪ از کارهای روزمره که به شجاعت نیاز دارند فقط به یک یادآوری ساده نیاز دارند. همانطور که مایا آنجلو به زیبایی به خودش گفت:

"کشتی زندگی من ممکن است در دریاهای آرام و دوست داشتنی حرکت کند یا نه. روزهای چالش برانگیز وجود من ممکن است روشن و امیدوار کننده باشد یا نباشد. روزهای طوفانی یا آفتابی ، شبهای شگفت انگیز یا تنها ، سپاسگزارم. اگر من اصرار به بدبینی داشته باشم ، همیشه فردا وجود دارد. امروز من مبارک هستم. "

همه ی چیزهایی که لازم است بدانی

تقریباً هر آنچه در زندگی مهم است با کنشگرانه بودن آغاز می شود. با این حال ، اغلب اوقات انجام چنین عملی بیش از اراده طول می کشد. این به یک منبع شجاعت درونی نیاز دارد.

مایا آنجلو آن را شاید مهمترین فضیلت دانست و او قدرت خود را در داستان خودش و در برابر مبارزات و بی رحمی هایی که متحمل شد نشان داد.

اغراق نیست اگر بگوییم فقدان شجاعت اغلب افراد را از داشتن زندگی که قادر به گذراندن آن هستند جلوگیری می کند نه زندگی که آنها را مجبور به زندگی می کند.

وقتی هزینه اینقدر بالا باشد ، ارزش حفظ یک منبع سالم را دارد. شجاعت همه چیز است.

اینترنت بلند است

من در Design Luck می نویسم. این یک خبرنامه رایگان و با کیفیت بالا با بینش منحصر به فرد است که به شما کمک می کند زندگی خوبی داشته باشید. به خوبی تحقیق شده و سرراست است.

برای دسترسی انحصاری به بیش از 25000 خواننده بپیوندید.