عکس برونو ون در کران در Unsplash

چگونه خود را نویسنده بنامیم (و معنی آن را بدانیم)

وقت آن است که عنوان خود را ادعا کنید

من یک راز در مورد شما می دانم.

شما می خواهید راز خود را به اشتراک بگذارید و هرگز همزمان آن را فاش نکنید. مردم چه می گویند آنها پس از یادگیری حقیقت چگونه در مورد شما فکر می کنند؟

حدس بزن چی شده؟ من همین بار را به دوش می کشم ، و چون شما نمی توانید صریحاً در مورد آن صحبت کنید ، من این کار را خواهم کرد.

شما یک نویسنده هستید آن وقت بود که گفتم

آیا در حال حاضر سرخ می شوید و لکنت دارید و آنچه را درست می دانید انکار می کنید؟ شاید کمی از قرار گرفتن در معرض عصبانیت باشد؟ سپس ادامه مطلب را بخوانید زیرا باید فوراً این مشکل را برطرف کنید.

اما آیا شما هم هستید؟

اگر دیگر نمی توانید به آن فکر کنید ، دیگر برای آن کار نکنید.
مایکل جردن

بیشتر نویسندگان تماس خود را در سنین جوانی تشخیص می دهند ، اگرچه برخی بعداً به آن بازمی گردند. سرگرمی ها و علایق می آیند و می روند ، اما علاقه های دوران کودکی حتی در صورت مسئولیت بزرگسالان نیز طولانی می شوند.

برخی از خوانندگان مشتاق فقط همین مسئله را حفظ می کنند ، در حالی که دیگران شروع به ساختن داستان های خود می کنند. شاید سالها کلمه ای ننوشته باشید ، اما ایده شما را بغض می کند. شما وقتی غمگین هستید یک ژورنال نگه دارید یا شعر بنویسید. شما رمان می خوانید و فکر می کنید که می توانید - اگر نه بهتر - می توانید.

این لحظه ها می توانند شروع کار به عنوان نویسنده را نشان دهند در حالی که شما از افکار به سمت کارها حرکت می کنید. خواب دیدن شما را به جایی نمی رساند ، شما باید عمل کنید. صحبت کردن در مورد آن ، فکر کردن در مورد آن ، یا برنامه ریزی کافی نیست.

برای نویسنده بودن ، باید بنویسید. و شما باید کارهای خود را انجام دهید.

یک آشپز کیک خام سرو نمی کند. جراح ابزار را در وسط بسته شدن زخم پایین نمی آورد. و یک نویسنده آنچه را که شروع می کند به پایان می رساند ، مهم نیست که چقدر سخت باشد.

استیون کینگ گفت اگر با پولی که برای نوشتن تهیه کرده اید قبض پرداخت کرده اید ، می توانید خود را نویسنده بنامید. این برای یک حرفه ای درست است ، اما همه ما اهداف مختلفی داریم و پول فقط یک چیز است.

یک نویسنده دارای خارش ، وسواس ، نیاز به بیان خود با کلمات است. این شما هستید و می خواهید بدانید چگونه صاحب آن شوید.

در انظار عمومی نیست

نوشتن لزوماً شرم آور نیست ، اما این کار را به صورت خصوصی انجام دهید و پس از آن دستان خود را بشویید.
رابرت هاین لاین

بنابراین می خواهید خود را نویسنده بنامید اما چیزی مانع شما می شود. ممکن است به یاد داشته باشید که شخصی که نظرش مهم است اخراج شده یا مورد تمسخر قرار گرفته است - پدر و مادر ، معلم یا دوست. شما گفتید که شعر نوشتن پیش پا افتاده است و عاشقانه نوشتن آرزوی رقت انگیز است.

آنها به شما گفتند كه سخنان شما خوب نیست و به معنای وسیع تر ، خوب نیستید. شرم ناشی از آن باعث شده است که نامه را در جایی دفن کنید که هیچ کس نتوانسته است آن را پیدا کند و از آن علیه شما استفاده کند.

اکنون اوضاع فرق کرده است. شما بزرگسال هستید و هیچ کس نمی تواند به شما بگوید که چه کاری باید انجام دهید. این زخم ها عمیق هستند ، اما بدون درمان می توانید آنها را التیام دهید.

  1. یادتان هست چه گفته شد و چه کسی آن را گفت
  2. آن را بنویسید
  3. به این شخص نامه ای بنویسید که به آنها اشتباه کند
  4. نامه را بسوزانید یا پاره کنید

همه می توانند درست مثل همه که می توانند آشپزی کنند ، بنویسند. اما همه نمی توانند این کار را به خوبی انجام دهند. ممکن است فکر کنید که به اندازه کافی خوب نیستید زیرا هنوز نیل گیمن یا استیون کووی نیستید.

شما باید تمرین کنید. هزار کلمه بنویسید ، سپس ده هزار کلمه دیگر. نوشتن را بخشی اصلی از زندگی خود قرار دهید تا به شما اعتماد شود. ترس خود را از آنچه دوست دارید از دست داده و خوب شوید.

حرفی برای گفتن نیست

هر بار یک کلمه بگذارید. کلمه مناسب را پیدا کنید ، آن را یادداشت کنید. نیل گیمن

این صحنه را تصور کنید. شما در یک رویداد اجتماعی هستید و شخصی که می شناسید می پرسد: "بنابراین من می شنوم که می نویسید ، روی چه کاری کار می کنید؟" آنها دلگرم کننده لبخند می زنند. چطور هستید؟

  • پرواز - بدون پاسخ دادن در سریعترین زمان ممکن دور می شوید
  • مبارزه کنید - شما آن را انکار می کنید یا اظهار نظری خودپسند می کنید
  • انجماد - شما می ترسید و قادر به صحبت نیستید

شما نویسنده هستید و کلمات ابزار شما هستند. زمان استفاده از آن فرا رسیده است.

شما به دو داستان احتیاج دارید. یکی برای شما و دیگری برای کار شما.

عکس پاتریک فور در Unsplash

Super Me چه کاری انجام می دهد؟

شروع مرکز پایان. حقایق جزئیات. چگالش عمل. بگو.
Transformers: Revenge of the Fallen

خود را به عنوان یک نویسنده با اعتماد به نفس معرفی کنید. اگر این کار برای شما خیلی سخت است ، یک alter ego ایجاد کنید (فکر می کنید چرا نویسندگان از نام مستعار استفاده می کنند؟).

آیا اکنون از WWSMD تعجب می کنید؟ Super Me چه کاری انجام می دهد؟

او با پرسشگر خود روبرو می شد و لبخند می زد. سپس او چیزی شبیه به این گفت: "خیلی خوب است ، شما می پرسید. من در حال کار بر روی چند داستان کوتاه / ویرایش رمانم / کار در وبلاگم هستم."

وقتی س questionsالات بعدی به دست می آید ، او با آدرس وبلاگ خود و یک صندلی آسانسور برای کتابش آماده است. او از آنچه که هست شرمنده نیست. اما کار آنها هم نیست. این بخشی از زندگی اوست ، نه تمام وجودش.

بنابراین از مهارت های خود استفاده کنید و این داستان ها را بنویسید. توصیف خود را که اکنون هستید بنویسید و از موقعیت خود نهایت استفاده را ببرید. یک جمله باید کافی باشد. سپس قسمت بعدی را در جایی که به س questionsالات عمیق تری پاسخ می دهید ، بنویسید. مبهم باشید بیایید بگوییم در مراحل اولیه است یا در حال انجام است ، یا شما قصد دارید در آینده نمایندگی پیدا کنید.

اگر کسی س personalالات شخصی خود را بپرسد ، از جمله اینکه چقدر پول بدست آورده اید ، خسته نباشید و خجالت نکشید. کلماتی را که می توانید با لبخند تلفظ کنید پیدا کنید ، سپس موضوع را عوض کنید.

"هنگامی که من اولین میلیون خود را می سازم به شما اطلاع خواهم داد!"

نوشتن آسانسور یک تمرین عالی برای هر نویسنده ای است و شما را مجبور می کند داستان خود را روی موارد ضروری متمرکز کنید. یک بار امتحان کنید ، نوشتن سeriesالات ، تارها و خلاصه ها راحت تر می شود.

خودتان را ناراحت نکنید و بگویید نوشته شما معتبر نیست یا خوب نیستید. هیچ کس نمی خواهد آن را بشنود. معذرت خواهی نکن. از هرگونه نظر اجتناب کنید ، فقط به حقایق عینی پایبند باشید.

نترس

در طول سالها یاد گرفته ام که تصمیم گیری در ذهن شما اضطراب شما را کاهش می دهد. دانستن اینکه چه کاری باید انجام دهد ترس را برطرف می کند.
پارک های رزا

ترس در قلب مشکلات ماست.

ما در مورد کار و خود حقیقت را نمی گوییم زیرا از نتیجه خیالی می ترسیم. ما به عنوان نویسنده ، با ایده هایی کاملاً پیشرفته و پر از هیولا و بلایا برکت و نفرین می شویم.

هرگز آنقدر که فکر می کنید بد نیست. ابتدا در شرایط کم خطر تمرین کنید. روال زندگی خود را مانند روشی که کریس راک قبل از رفتن به تور ، در باشگاه های کوچک آزمایش می کند ، روی یک دوست مطمئن امتحان کنید. تنظیمات را تا زمانی که راضی نیستید تنظیم کنید.

با اعتماد به نفس بیشتر ، عرصه خود را گسترش دهید. سال گذشته گروه نوشتن آنلاین من گلچینی از داستان های کوتاه را تولید کرد. هر نویسنده وظیفه داشت افراد تیم خیابان را به عنوان بازرسان اولیه بازی کند. آیا می خواستم به مردم نزدیک شوم و چیزی بخواهم؟ به هیچ عنوان.

پس از آرام شدن ، پست كوتاهی در فیس بوك نوشتم با عنوان: "همانطور كه ​​بعضی از شما می دانید ، من یك نویسنده هستم". نوشتن آن ترسناک تر از گفتن با صدای بلند نبود. دو اتفاق شگفت آور رخ داده است.

اول ، بسیاری از مردم موافقت کردند که بخشی از پرتاب باشند ، نه همیشه کسانی که انتظار داشتم.

و دوم اینکه ، من خودم را به عنوان نویسنده در شبکه اجتماعی خود معرفی کردم و آسمان سقوط نکرد. در واقع ، گفتن آن شخص بسیار ساده تر شد.

ادعای عنوان شما به عنوان نویسنده آسان است

  1. چیزهایی بنویسید - و آن را تمام کنید
  2. برنامه های قدیمی را منتشر کنید که دیگر به درد شما نمی خورد
  3. داستان خود را در مورد شما جدید بنویسید
  4. تمرین باعث ایجاد استادانی می شود

به زودی دیگر نیازی به alter ego نخواهید داشت زیرا Super Me خواهید شد ، یک نویسنده مغرور و از گفتن آن ترسی ندارید.

ادامه دهید ، می توانید این کار را انجام دهید. امروز شروع کن.